سه شنبه / ۲ تیر / ۱۴۰۵ Tuesday / 23 June / 2026
×
حدود ساعت ۱۲ بود که گفتند آقای خامنه‌ای را به بیمارستان سینا می‌آورند. خوشحال بودیم از آنکه خبر زنده بودن رهبر را می‌شنیدیم؛ اما بعد متوجه شدیم منظورشان از آقای خامنه‌ای، آقا مجتبی بود.
روایت کرمانپور از جراحی رهبر جوان در بیمارستان سینا

به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «آسارا رسا»، حسین کرمان‌پور، مدیر مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، امروز ۲۸ اردیبهشت‌ماه در گردهمایی روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی کشور اتفاق مهیب پاستور در روز نهم اسفندماه‌ ۱۴۰۴ را روایت کرد و توضیحاتی در خصوص وضعیت رهبر جوان انقلاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای ارائه کرد.

کرمانپور درخصوص بمباران بیت رهبری گفت: «حدود ساعت ۹ صبح بود که خبر رسید محدوده پاستور یعنی دفتر آقای پزشکیان و اعضای دولت و هم بیت رهبری انقلاب حمله شده است.

من بیمارستان سینا بودم؛ دکتر ظفرقندی، وزیر بهداشت همان لحظه تماس گرفتند و جویا شدند که آیا مجروحی یا مصدومی را آورده‌اند و بنده گفتم که تا این لحظه خیر.

آقای دکتر ظفرقندی با موتور راه افتادند و به سمت بیمارستان سینا رفتند. حدود ساعت ۱۲ بود گفتند که آقای خامنه‌ای را به بیمارستان سینا می‌آورند.»

مدیر مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت در ادامه روز نهم اسفندماه را روایت کرد و گفت: «از شنیدن این خبر که رهبر انقلاب زنده هستند خیلی خوشحال شدیم. اما در عین حال این دلهره را به ما داد که چگونه باید روایت‌سازی انجام دهیم. دلهره برای روابط عمومی‌ها بود که چگونه روایت‌سازی کنیم. اما وقتی که ایشان به بیمارستان رسیدند، متوجه شدیم که رهبری یعنی آقا مجتبی را به بیمارستان آوردند. همان موقع که خبر به ما رسید به این فکر افتادیم که چگونه باید روایت‌سازی کنیم. همه جای دنیا در حال ساختن روایت بودند. برای ما کار خیلی سختی بود.»

فقط چند بخیه روی پای آقا مجتبی زده شد

وی در ادامه بیان کرد: «بلافاصه اتاق عمل آماده و اقدامات لازم انجام شد. خوشبختانه اتفاق خاصی برای رهبر انقلاب نیفتاده بود. فردی که در محل چنین حادثه‌ای باشد، طبیعتا چندین زخم بر روی بدن خود خواهد داشت. این زخم‌ها نیز زخم‌هایی نبود که بخواهد چهره رهبر انقلاب را مخدوش کند یا اینکه همانند امام شهید ما جانبازی بگیرند یا قطع عضو داشته باشند. اصلا اینگونه نیست. چند تا بخیه در محل جراحات زده شد. بخشی که همانجا تصمیم گرفته شد که بخیه زده شود روی پای ایشان بود.»

کرمانپور تأکید کرد: «جنگ از زمان شهادت رهبری آغاز شد.»

وی در ادامه سخنانش یادی از سفر به تنگه هرمز و دیدار با خانواده شهدای میناب کرد؛ او حال و هوای میناب را اینگونه روایت کرد: »بنده به همراه خانواده و با قطار رفتیم. زمانی که وارد شهر میناب شدم، به یکباره شوکه شدم. تمام بیلبوردهای شهر تصاویر شهدای دانش آموز و بچه بود. من به دخترم نگاه کردم و دیدم اشک در چشمانش است. اولین شهری در ایران که تمام بیلبوردهای آن بچه‌ها بودند. همانجا گفتم اگر آمریکا هیروشیما و ناکازاکی را بمباران هسته‌ای کرد و تا قیام قیامت جنایت به نام آمریکا ثبت شد، هیروشیمای آمریکا در ایران، میناب است.»

از ۹۲ دانش‌آموز مجروح میناب روایت بسازید

کرمانپور تأکید کرد: «هر کسی به میناب می رود، سراغ دانش آموزان شهید می‌رود اما ۹۲ دانش‌آموز در آنجا هستند که مجروح شده‌اند. من خواهش می‌کنم که شما بروید و روایت آنان را بسازید. ما در بیمارستان میناب یک روایت سازی کردیم؛ پرستاری پیدا کردیم که بچه او در مدرسه میناب بود، اما بین ایستادن و خدمت کردن به مجروحان و رفتن به سراغ بچه خود، خدمت را انتخاب کرد. ایستاد تا بچه او را آوردند. خدا را شکر که بچه او سالم بود.»

منبع: فارس

انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *