سه شنبه / ۲ تیر / ۱۴۰۵ Tuesday / 23 June / 2026
×
در کتاب خون دلی که لعل شد، روایت‌هایی از ساده زیستی رهبر شهید انقلاب بیان شده که یکی از آنها استفاده از زیرانداز به جای فرش در خانه است.
روایت رهبر شهید از فروش قالی‌های منزل‌ و استفاده از زیرانداز

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آسارا رسا»، کتاب «خون دلی که لعل شد» حاوی خاطرات رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای از زندان‌ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی است.

این کتاب ترجمه‌ فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیدحسن نصرالله معرفی شد.‌ آنچه کتاب حاضر را از کتاب‌های مشابه متمایز می‌کند، بیان حکمت‌ها، درس‌ها و عبرت‌هایی است که به فراخور بحث‌ها بیان شده و هر کدام از آنها می‌تواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم منحوس پهلوی و همچنین سختی‌ها، مرارت‌ها و رنج‌های مبارزان و در مقابل پایمردی‌ها، مقاومت‌ها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد.

در سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)، روایتی از ساده زیستی رهبر شهید انقلاب و همسرشان و فروش فرش‌های خانه و جایگزین کردن آنها با زیرانداز که در این کتاب بیان شده، تقدیم می‌شود.

خانه ما طبق معمول اغلب خانه‌های ایرانی، با قالی مفروش بود، اما دیدم این قالی‌ها هم جزو زوائد است و لذا آن‌ها را فروختم. تنها دو قالی در اتاق مهمان‌های همسرم باقی گذاشتم.

به خود گفتم: این دو قالی به‌جای قالی‌هایی باشد که در جهیزیه همسرم بوده است. یکی از برادران را که اکنون در مشهد است، به نام حاجی صفاریان دعوت کردم و به اون گفتم: این تعداد قالی را ببر و بفروش و برای ما به‌جای آن‌ها چند زیرانداز بخر. او گفت: به چشم. رفت و زیرانداز‌ها را آورد، سه اتاق را فرش کرد و تعداد زیادی از آن‌ها هم اضافی ماند.

شاید زیراندازهایی که در سه اتاق پهن کردیم، از نه قطعه تجاوز نمی‌کرد، تعداد چهارده، پانزده قطعه آن باقی ماند. به یکی از شاگردانم شهید کامیاب گفتم: در اتومبیل حاجی صفاریان بنشین و این زیرانداز‌ها را بین طلبه‌هایمان تقسیم کن. به هر طلبه بر حسب نیازش، یکی دو زیرانداز بده. او این‌کار را کرد و شاید هنوز هم این زیراندازها در خانه برخی از برادران موجود باشد.

همسرم که دید این‌کار را کرده‌ام، تنها حرفی که زد، این بود: چرا دو قطعه قالی در اتاق من باقی گذاشتی؟ گفتم: این دو قالی به‌جای آن قالی‌هایی است که جزو جهیزیه خود آورده‌اید. گفت: نه، آن‌ها را هم بفروش. به حاجی صفاریان گفتم، آمد و این دو قالی را هم فروخت.

بعد اتاق مهمان‌های همسرم را با دو قطعه موکت فرش کردیم، که آن زمان در نظر ما بهتر از زیرانداز بود. سرانجام همسرم دو قطعه موکت را هم فروخت و تا به امروز در منزل ما فقط همان نه قطعه زیرانداز یاد شده، باقی است و به جز یک استثنا در خانه ما دیگر مطلقاً هیچ قالی‌ وجود ندارد.

برشی از کتاب خون دلی که لعل شد، صفحه ۱۶۳

منبع: فارس

انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *