سه شنبه / ۲ تیر / ۱۴۰۵ Tuesday / 23 June / 2026
×
«خیلی‌ها فکر می‌کنند کار و بار فعالان صنف پرچم، حسابی سکه شده اما این روزها تولید پرچم، یکی از سخت‌ترین کارها در ایران است چون بعد از بمباران کارخانه‌های پتروشیمی، ما برای تهیه نخ و پارچه و حتی دسته پلاستیکی پرچم، دچار مشکل شده‌ایم.» اینها را یکی از کسبه پاساژ مهستان می‌گوید...
این روزها تولید پرچم، سخت‌ترین کار در ایران است!
  • کد نوشته: 3062
  • ۲۸ فروردین
  • 6 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «من تقریبا هر روز می‌آیم پاساژ و پرچم می‌خرم برای توزیع در تجمع شبانه محله‌مان. می‌دانید، پرچم، نشانه هویت و اصالت من است. همان چیزی است که یادم می‌اندازد ریشه دارم. پرچم ایران را که می‌بینم، یادم می‌افتد شیعه امیرالمومنین(ع) و پیرو خامنه‌ای شهید هستم. دقیقا به همین دلیل است که نذر پرچم برای من، یک حرکت نمایشی نیست بلکه حرکتی است که پشت آن، یک اعتقاد وجود دارد؛ اعتقادی که می‌گوید: حبّ الوطن من الایمان».تمام ماجرای نذری متفاوت این روزها، همین است که دختر جوان تهرانی می‌گوید. راستش را بخواهید برای نقل روایت‌های «نذر پرچم» به پاساژ مهستان رفته بودیم اما با یک بغل حرف کمتر گفته و شنیده شده از چرخه تولید و توزیع و نذر این میراث مشترک سبز و سپید و سرخ برگشتیم…

    روایت اول

    پرچم بالاست؛ بالای بالا…قبل از پرس و جو درباره نذری خاص این روزها، در اصلی‌ترین مرکز توزیع پرچم و اقلام ملی-مذهبی در پایتخت، سر و گوشی آب می‌دهم تا از اوضاع و احوال بازار فروش پرچم سر دربیاروم. در یک نگاه کلی به طبقات اول و دوم پاساژ مهستان، کمتر مغازه‌ای را پیدا می‌کنم که پرچم ایران روی در و دیوارش خودنمایی نکند. خوب که دقت می‌کنم، اغلب آن مغازه‌های انگشت‌شمار هم، روی دیگر اقلام مرتبط با این ایام مثل تابلوها و کالاهای فرهنگی مزین به تصاویر رهبر شهید و رهبر جوان انقلاب اسلامی متمرکز شده‌اند. اما حکایت مغازه‌هایی که این روزها با میزبانی از عاشقان پرچم مقدس سه رنگ جمهوری اسلامی ایران، متفاوت‌ترین روزهای عمرشان را تجربه می‌کنند، حکایت دیگری است. در این میان، آقای «ربیعی»، صاحب ۵ باب مغازه در مهستان، شاید بهترین کارشناسی باشد که بتواند از اتفاق خاص این مقطع از حیات پاساژ سالخورده پایتخت بگوید.
    تا می‌گویم: فکر می‌کردید روزی برسد که چنین شور و علاقه‌ای نسبت به پرچم ایران ایجاد شود که از کوچک و بزرگ برای داشتن پرچم از هم سبقت بگیرند؟ به‌ویژه بعد از بی‌احترامی‌هایی که در ماجرای شبه‌کودتای ۱۸ و ۱۹ دی ماه به پرچم مقدس ایران صورت گرفت… آقای ربیعی که ۱۴ سال از عمرش را در این حرفه گذرانده، در جواب می‌گوید: «ما همان موقع و بعد از حوادث دی ماه هم، یک موج کوچک اقبال به پرچم ایران داشتیم؛ مخصوصا در آن ۲، ۳روز که راهپیمایی برگزار شد. اما اتفاقی که در جنگ رمضان شاهدش هستیم، بی‌سابقه است. شور و اشتیاق تهیه پرچم که با برگزاری تجمعات شبانه و راهپیمایی‌های بیعت با رهبر جدید انقلاب شروع شد، بعد از حدود ۵۰روز همچنان ادامه دارد.
    بعد از پرچم ایران که محبوب‌ترین است و با فاصله در صدر قرار دارد، مشتریان سراغ پرچم‌های حزب‌الله لبنان و فاطمیون و حشدالشعبی را هم می‌گیرند. البته بعد از ماجرای آتش‌بس، تقاضا برای پرچم حزب‌الله خیلی بیشتر از قبل شده. طوری که ناچاریم نوبتی پرچم بزنیم.یعنی چی؟ یعنی امروز فقط توانستیم ۷۰۰تا پرچم حزب‌الله بزنیم چون در غیر اینصورت از پرچم ایران جا می‌ماندیم.
    دور، دور پرچم‌های ساتن استاین روزها هر مغازه ما، روزانه هزار پرچم می‌فروشد. البته تولید روزانه ما حدود ۷، ۸هزار پرچم است که علاوه‌بر پاساژ مهستان به شعبه‌های دیگر هم ارسال می‌شود. و در این میان، پرچم‌های ساتن، از همه بیشتر خواهان دارد.»چرا ساتن؟ می‌پرسم و آقای کارشناس اینطور پاسخ کنجکاوی‌ام را می‌دهد: «پرچم‌های مخمل گرچه زیباتر و بادوام‌ترند اما هم به لحاظ قیمت و هم به لحاظ وزن، سنگین هستند و هرکسی سراغ آنها نمی‌آید. درحالی‌که خیلی‌ها از عهده خرید پرچم‌های ساتن برمی‌آیند. ضمن اینکه وزن سبک این پرچم‌ها، کاملا مناسب شور و حال این روزهای مردم است. کوچک و بزرگ می‌توانند به‌راحتی پرچم ساتن را در هوا بچرخانند. آن بادی که به پرچم می‌افتد، حس و حال خاصی به مردم می‌دهد…»
    این روزها تولید پرچم، سخت‌ترین کار در ایران است!خیلی‌ها معتقدند برخلاف بسیاری از مشاغل که در سایه جنگ دچار رکود و ضرر شده‌اند، این روزها کار و بار فعالان صنف پرچم، حسابی سکه است. کاسب باتجربه پاساژ مهستان اما پرده را کنار می‌زند و از واقعیت‌های این صنف اینطور می‌گوید: «به طور کلی، ۱۰، ۱۱ تولیدکننده گردن‌کلفت پرچم در مشهد، قم، خمین و تهران داریم.» بی‌اختیار می‌گویم: چقدر کم! در یک کشور ۹۰ میلیونی، فقط ۱۱ تولیدکننده عمده پرچم؟! آقای ربیعی در جواب می‌گوید: «همین تولیدکنندگان هم همیشه با چالش‌های متعددی دست به گریبانند که البته حالا بیشتر هم شده. درواقع، این روزها تولید پرچم، یکی از سخت‌ترین کارها در ایران است چون بعد از حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های کشور و بمباران کارخانه‌های پتروشیمی، ما برای تهیه نخ و پارچه و حتی آن میله پلاستیکی که به‌عنوان دسته پرچم استفاده می‌شود، دچار مشکل شده‌ایم.
    از آن طرف، بخشی از پارچه‌های ساتن هم از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد می‌شد که جلوی آن هم گرفته شده. یعنی یک مجموعه تحریم جدید به تحریم‌های قبلی اضافه شده و باعث شده تولید و عرضه پرچم نتواند همپای افزایش تقاضا پیش بیاید. واقعیت این است که این صنعت، نیاز به حمایت دارد. به نظر من، باید فعالیت این صنف به‌عنوان فعالیت فرهنگی در نظر گرفته شود و در مواردی مثل تهیه مواد اولیه، مالیات و… از آنها حمایت شود.»
    نجات خانواده‌ام در بمباران، از برکت این پرچم‌هاست«با شروع جنگ، بسیاری از پاساژهای تهران تعطیل شد اما ما با وجود تمام خطرات، مدام سر کار بودیم. حتی آنهایی که از شهرهای دیگر برای ما بار می‌آوردند، می‌ترسیدند سمت ما بیایند، چون مرتب این محدوده زیر حملات دشمن بود. با این حال ما و همکاران‌مان، کار را تعطیل نکردیم.
    ما که زندگی‌مان با پرچم‌های اهل بیت(ع) و اقلام مذهبی و فرهنگی گره خورده، بارها برکاتش را دیده‌ایم. در همین جنگ، یکی از صاحبان اصلی این پاساژ، خانه‌اش مورد اصابت قرار گرفت و کاملا تخریب شد. اما با اینکه کل زندگی‌اش از دست رفته بود، کار اینجا را تعطیل نکرد و بیشتر از هر چیز به فکر تامین اجناس موردنیاز مغازه‌های این پاساژ بود. می‌گفت: از برکت این کار بود که موقع اصابت بمب، من و خانواده‌ام در خانه نبودیم.»
    عشق به پرچم، باحجاب و بی‌حجاب نمی‌شناسد«این روزها به دفعات با مشتریانی برخورد می‌کنیم که تقاضای پرچم به تعداد بالا دارند. می‌گویند: نذر پرچم داریم و می‌خواهیم به دست افرادی که نمی‌توانند پرچم تهیه کنند، برسانیم. با یک حساب سرانگشتی می‌توانم بگویم حدود یک سوم مشتریان، از این دسته هستند که پرچم‌ها را به نیت نذری از ما می‌خرند. ما هم با این افراد راه می‌آییم و پرچم‌ها را ارزان‌تر با آنها حساب می‌کنیم.»
    ین روزها گذر آدم‌هایی به پاساژ مهستان می‌افتد که کمتر کسی انتظار دیدن‌شان را در این مرکز خرید دارد. آدم‌هایی با ظاهری متفاوت که شاید تا قبل از این با فروشندگان و خریداران دائمی این پاساژ، نقطه اشتراکی نداشتند. آقای ربیعی این نومشتریان را اینطور برایمان توصیف می‌کند: «در ایام جنگ رمضان، ما واقعا از تمام اقشار جامعه، مشتری داشته‌ایم. بارها خانم‌هایی برای خرید پرچم ایران به مغازه ما مراجعه کرده‌اند که در جامعه به لحاظ پوشش به آنها شل‌حجاب و بی‌حجاب گفته می‌شود. حتی یکی از آنها هر ۴، ۵روز یک‌بار می‌آید برای نذر پرچم از ما خرید می‌کند. امروز خانمی آمده بود اینجا که اگر بیرون می‌دیدیمش، اصلا فکر نمی‌کردیم در این وادی‌ها باشد. اما آمد یک پرچم خیلی بزرگ از ما خرید. می‌گفت: می‌خوام وسط جمعیت، پرچم‌گردانی کنم.»
    منبع: فارس
    انتهایی خبر/

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *