به گزارش خبرنگزاری سیاسی آسارا رسا، ایران طی روزهای اخیر لاشه و بقایای یک فروند جنگنده اف۱۵ را که در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه در آسمان مرکزی ایران هدف قرار گرفته است، به نمایش درآورده؛ جنگندهای که بیش از پنج دهه یکی از مهمترین نمادهای قدرت هوایی آمریکا بوده و در طول این مدت از یک جنگنده تخصصی برتری هوایی به یک جنگنده ضربتی سنگین و در نهایت به سکویی شبکهمحور برای حمل حجم بالای تسلیحات تبدیل شده است.

اهمیت این لاشه اما فقط به این دلیل نیست که متعلق به یک جنگنده آمریکایی است؛ اهمیت اصلی در سطح تهدیدی است که اف۱۵ نمایندگی میکند.

این هواپیما برای نبرد در محیطهای پیچیده طراحی شده، از سرعت و شتاب بالا، رادار پیشرفته، سامانههای جنگ الکترونیک، قابلیت حمل طیف متنوعی از تسلیحات و توان عملیات در بردهای طولانی برخوردار است و نسخه F-15E آن مشخصاً برای حمله به اهداف زمینی در عمق میدان نبرد توسعه یافته است.
نیروی هوایی آمریکا F-15E را جنگندهای دو منظوره برای مأموریتهای هوابههوا و هوابهزمین معرفی میکند که میتواند در مسیر رسیدن به هدف با تهدیدهای هوایی مقابله کند، هدف زمینی را منهدم کند و از منطقه خارج شود.
از این منظر، روایت این لاشه در واقع روایت تقابل دو قدرت است؛ در یک طرف جنگندهای قرار دارد که حاصل دههها سرمایهگذاری آمریکا در قدرت هوایی و بخشی از معماری عملیاتی سنتکام است و در طرف دیگر، پدافند نوین هوافضای سپاه قرار دارد که باید برای مقابله با چنین تهدیدی، از مرحله کشف و رهگیری تا فرماندهی و درگیری، یک زنجیره کامل عملیاتی را پشت سر بگذارد.
اف۱۵؛ جنگندهای که برای برتری هوایی ساخته شد
اف۱۵ در واکنش به تجربه آمریکا در جنگ ویتنام طراحی شد؛ زمانی که واشنگتن به جنگندهای نیاز داشت که بتواند برتری هوایی را در برابر تهدیدهای مختلف حفظ کند. نخستین F-15A در ژوئیه ۱۹۷۲ پرواز کرد و نخستین اف۱۵ عملیاتی آمریکا در ژانویه ۱۹۷۶ تحویل یک یگان رزمی شد.
فلسفه طراحی این هواپیما از ابتدا بر کسب و حفظ برتری هوایی استوار بود؛ ترکیبی از شتاب، مانورپذیری، برد، تسلیحات و سامانههای الکترونیکی که به اف۱۵ اجازه میداد برای نبرد فراتر از برد بصری و نبرد نزدیک آماده باشد.
بدنه بزرگ اف۱۵ بخشی از همین فلسفه بود. این جنگنده حدود ۱۹.۴۴ متر طول، ۱۳ متر دهانه بال و ۵.۶ متر ارتفاع دارد. در F-15E، دو موتور توربوفن پسسوز Pratt & Whitney F100-PW-220 یا F100-PW-229 قرار گرفته که هرکدام حدود ۲۵ تا ۲۹ هزار پوند رانش تولید میکنند. حداکثر وزن برخاست این نسخه حدود ۳۶.۴۵ تن و سرعت اعلامشده آن بیش از ۲.۵ ماخ است؛ سقف پروازی نیز حدود ۶۰ هزار پا اعلام شده است.
همین اعداد اما یک نکته مهم برای طرف مقابل دارند؛ مقابله با اف۱۵ نیازمند پدافندی است که بتواند یک هدف سریع، پرقدرت و مجهز را در یک محیط عملیاتی واقعی شناسایی و رهگیری کند.
در حقیقت، وقتی از هدف قرار گرفتن اف۱۵ سخن میگوییم، نباید صرفاً به لحظه اصابت فکر کنیم. پیش از آنکه یک جنگنده درگیر شود، باید دیده شود، مسیر آن تشخیص داده شود، تهدید ارزیابی شود و اطلاعات لازم برای تصمیمگیری در اختیار شبکه فرماندهی قرار گیرد. بنابراین ارزش یک موفقیت پدافندی، فقط در قدرت موشک نهایی نیست؛ بلکه در کل زنجیرهای است که هواپیما را از یک پرنده در حال پرواز به یک هدف قابل درگیری تبدیل میکند.
رادار، جنگ الکترونیک و یک عقاب که برای «دیده نشدن» طراحی نشده است
اف۱۵ از ابتدا با یک مجموعه الکترونیکی پیشرفته برای زمان خود ساخته شد. رادار خانواده APG-63 در نمونههای اولیه و سامانههای پیشرفتهتر در نسلهای بعدی، امکان کشف و رهگیری اهداف در فاصلههای فراتر از برد بصری را فراهم کردند. نیروی هوایی آمریکا همچنین برای این خانواده سامانههای هشدار تهدید و اقدامات متقابل الکترونیکی را در نظر گرفته است.
در F-15E، رادار APG-70 برای کشف اهداف زمینی در بردهای زیاد به کار رفت و نمونههای ارتقایافته این هواپیما به APG-82 AESA مجهز شدهاند. سامانه LANTIRN نیز امکان ناوبری و هدفگیری در ارتفاع پایین، شب و شرایط نامساعد جوی را فراهم میکند.
این قابلیتها نشان میدهد که اف۱۵ صرفاً یک هواپیمای سریع نیست؛ یک سامانه رزمی چندلایه در داخل خود هواپیما است. خلبان و افسر سامانههای تسلیحاتی در F-15E میتوانند همزمان مأموریت هوابهزمین را مدیریت کنند و نسبت به تهدیدهای هوایی نیز هوشیار باشند. نیروی هوایی آمریکا تصریح کرده که این هواپیما برای عملیات در شب، روز، ارتفاع پایین و شرایط جوی مختلف طراحی شده است.
اما همینجا یک پرسش مهم مطرح میشود: اگر اف۱۵ برای مقابله با تهدیدهای هوایی و الکترونیکی طراحی شده، پدافند طرف مقابل باید چه سطحی از توانمندی داشته باشد که بتواند آن را در محیط عملیاتی شناسایی و درگیر کند؟
پاسخ این پرسش، ما را از خود هواپیما به پدافند ایران میرساند.
وقتی اف۱۵ از شکارچی آسمان به مهاجم عمق تبدیل شد
تولد F-15E نقطه مهمی در تاریخ این خانواده بود. آمریکا از ظرفیت بدنه بزرگ اف۱۵ برای ساخت جنگندهای استفاده کرد که علاوه بر نبرد هوابههوا، بتواند اهداف زمینی را در عمق میدان نبرد هدف قرار دهد.
این هواپیما دو سرنشین دارد؛ خلبان در کابین جلو و افسر سامانههای تسلیحاتی در کابین عقب. F-15E میتواند با استفاده از مخازن سوخت تطبیقی و خارجی، برای مأموریتهای طولانی آماده شود و بنابر اعلام سازنده، برد انتقالی آن با پیکربندی کامل سوختی به حدود ۳۸۴۰ کیلومتر میرسد.
جنگنده F-15E همچنین برای حمل طیف گستردهای از مهمات هوابهزمین طراحی شده و میتواند همزمان تسلیحات هوابههوا نیز حمل کند. همین قابلیت، آن را برای مأموریتهای عمقی جذاب میکند؛ زیرا جنگنده میتواند به منطقه هدف برسد، مأموریت اصلی خود را انجام دهد و همچنان توان دفاع از خود را حفظ کند.
این ویژگی در عملیات طوفان صحرا نیز به کار گرفته شد و اف۱۵های آمریکا در آن جنگ نقش مهمی داشتند؛ F-15C بخش عمده پیروزیهای هوابههوای نیروی هوایی آمریکا را به خود اختصاص داد و F-15E عمدتاً در عملیات شبانه علیه مواضع زمینی و پرتابگرهای اسکاد به کار رفت.
بنابراین، وقتی یک F-15E وارد یک سناریوی حمله میشود، با یک جنگنده ساده مواجه نیستیم؛ با یک سکوی ضربتی سنگین مواجهیم که برای رساندن قدرت آتش آمریکا به عمق میدان نبرد طراحی شده است.
اف۱۵ در سنتکام؛ یک هواپیما یا بخشی از یک شبکه؟
اهمیت اف۱۵ در خاورمیانه زمانی بیشتر میشود که آن را در ساختار فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام ببینیم.
اف۱۵ در این محیط بهصورت منفرد عمل نمیکند. جنگندههای آمریکایی در عملیات منطقهای در کنار سوخترسانها، سامانههای فرماندهی و کنترل، هواپیماهای شناسایی و سایر جنگندهها فعالیت میکنند. همین شبکه است که به یک هواپیما اجازه میدهد مأموریتی را در فاصلهای بسیار دور از سرزمین اصلی آمریکا اجرا کند.
در واقع، قدرت واقعی اف۱۵ فقط در موتور و رادار آن خلاصه نمیشود؛ قدرت اصلی زمانی آشکار میشود که این هواپیما در شبکهای از اطلاعات، سوخت، فرماندهی، شناسایی و پشتیبانی قرار بگیرد.
این مسئله در سناریوی حمله به ایران اهمیت دوچندان پیدا میکند. ایران از نظر جغرافیایی کشوری گسترده است و یک عملیات هوایی علیه آن نمیتواند صرفاً بر اساس عملکرد یک جنگنده منفرد طراحی شود. هواپیما باید به منطقه عملیات برسد، سوخت کافی داشته باشد، اطلاعات دریافت کند، تهدیدهای موجود را بشناسد و بتواند پس از اجرای مأموریت به چرخه پشتیبانی بازگردد.

بنابراین، اگر یک اف۱۵ در چنین محیطی هدف قرار گیرد، موضوع فقط «یک جنگنده کمتر» نیست؛ یک حلقه از یک زنجیره بزرگ قدرت هوایی از چرخه عملیات خارج شده است.
حتی در یک نمونه رسمی منتشرشده از تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران در جنگ تحمیلی رمضان، نیروی هوایی آمریکا تائید کرد یک F-15E در جریان یک مأموریت رزمی بر فراز ایران سرنگون شده است.
اینجا نقطه قوت پدافند ایران آشکار میشود
اگر اف۱۵ نماینده قدرت تهاجمی و شبکه هوایی آمریکا باشد، ارزش لاشه به نمایش درآمده در ایران زمانی روشنتر میشود که آن را از زاویه پدافند ببینیم.
پدافند نوین دیگر به معنای قرار دادن یک سامانه موشکی در یک نقطه و انتظار برای عبور هواپیما نیست. در جنگ مدرن، پدافند باید بتواند تهدید را کشف کند، اطلاعات را پردازش کند، مسیر و ماهیت هدف را تشخیص دهد، آن را در شبکه فرماندهی دنبال کند و در زمان مناسب وارد مرحله درگیری شود.
در برابر جنگندهای مانند F-15، این زنجیره اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا خود هواپیما دارای رادار، جنگ الکترونیک، سامانههای هشدار و توان مانور است.
به بیان دیگر، پدافندی که بتواند اف۱۵ را هدف قرار دهد، باید پیش از شلیک موشک، بر بخش مهمی از این زنجیره غلبه کرده باشد.
از همینرو، نمایش بقایای اف۱۵ را نباید صرفاً به عنوان نمایش قدرت آتش یک سامانه موشکی دید. اهمیت راهبردی آن در این است که نشان میدهد در آسمان ایران، یک جنگنده پیشرفته آمریکایی نمیتواند صرفاً با اتکا به سرعت، ارتفاع، رادار، جنگ الکترونیک و پشتیبانی شبکهای خود، مصونیت مطلق داشته باشد.
البته درباره نوع دقیق سامانهای که این فروند مشخص را هدف قرار داده، نحوه رهگیری و جزئیات تاکتیکی درگیری تا زمان انتشار مستندات رسمی و قابل راستیآزمایی، نمیتوان ادعای قطعی مطرح کرد. اما در سطح راهبردی، اصل مسئله روشن است: ارزش پدافند نوین در توانایی آن برای تبدیل یک فضای بزرگ و پیچیده به محیطی است که جنگنده مهاجم در آن دائماً با خطر کشف و درگیری مواجه باشد.
آمریکا هنوز به اف۱۵ نیاز دارد
شاید بهترین نشانه برای درک ارزش اف۱۵ این باشد که آمریکا با وجود ورود F-35 و جنگندههای نسل پنجم، این خانواده را کنار نگذاشته است.
در F-15EX Eagle II، آمریکا تلاش کرده است ظرفیتهای اصلی این پلتفرم را با فناوریهای جدید ترکیب کند؛ رادار AESA، سامانه جنگ الکترونیک پیشرفته، معماری دیجیتال و مهمتر از همه ظرفیت بسیار بالای حمل تسلیحات.
جنگنده F-15EX برای حمل حدود ۲۹۵۰۰ پوند، معادل ۱۳.۴ تن، محموله طراحی شده است؛ رقمی که به آن اجازه میدهد در کنار جنگندههای نسل پنجم، نقش یک سکوی سنگین حمل قدرت آتش را ایفا کند. بوئینگ همچنین سرعت حدود ماخ ۲.۵ و عمر سازهای بیش از ۲۰ هزار ساعت را برای این هواپیما اعلام کرده است.
این یعنی واشنگتن هنوز برای ترکیب سرعت، برد، مداومت، ظرفیت حمل مهمات و قدرت آتش اف۱۵ ارزش قائل است. در معماری جنگ آینده نیز F-15EX میتواند در کنار F-35 و دیگر اجزای شبکه هوایی آمریکا، نقش مکمل داشته باشد.
بنابراین، اگر یک اف۱۵ در آسمان ایران هدف قرار گرفته باشد، نمیتوان آن را به حساب «قدیمی بودن» این هواپیما گذاشت. اتفاقاً ادامه سرمایهگذاری آمریکا روی این خانواده نشان میدهد که اف۱۵ همچنان برای ساختار قدرت هوایی این کشور اهمیت دارد.
یک عقاب قدرتمند؛ یک پدافند قدرتمندتر؟
اکنون میتوان به تصویر نخست بازگشت؛ لاشه یک اف۱۵ در ایران.
در یک طرف، جنگندهای قرار دارد که حاصل بیش از پنج دهه توسعه فناوری آمریکاست؛ پرندهای با دو موتور قدرتمند، سرعت بیش از ماخ ۲.۵، رادار پیشرفته، سامانههای جنگ الکترونیک، توان حمل مهمات متنوع و در نسخه E، قابلیت اجرای حملات عمقی.
در طرف دیگر، پدافندی قرار دارد که اگر توانسته باشد چنین جنگندهای را در آسمان ایران کشف و درگیر کند، موفقیت آن را نمیتوان فقط با تعداد موشک یا برد یک سامانه توضیح داد؛ این موفقیت محصول یک معماری دفاعی است که باید بتواند در برابر یک معماری تهاجمی قرار بگیرد؛ اینجاست که قدرت ایران در کنار قدرت آمریکا معنا پیدا میکند.
البته نباید برای نشان دادن توان پدافند ایران، قدرت اف۱۵ را کوچک کنیم. برعکس؛ هرچه اف۱۵ را قدرتمندتر و پیچیدهتر بشناسیم، ارزش توان پدافندی ایران برای مقابله با آن نیز بیشتر آشکار میشود.
آمریکا جنگندهای را به میدان میآورد که برای نفوذ، حمله عمقی و دفاع از خود ساخته شده؛ پشت آن شبکهای از اطلاعات، فرماندهی، سوخترسانی و پشتیبانی قرار دارد و خود هواپیما نیز از سامانههای پیشرفته کشف و جنگ الکترونیک بهره میبرد. در مقابل، پدافند نوین هوافضای سپاه باید بتواند همین زنجیره را در محیط عملیاتی ایران با چالش مواجه کند.
بنابراین، لاشه اف۱۵ فقط تصویر یک هواپیمای ساقطشده نیست؛ تصویر برخورد دو معماری قدرت است.

* بقایای جنگنده اف۱۵ آمریکایی که توسط سپاه شکار شده است
دو جنبه از قدرت ایران در شکار پرنده راهبردی آمریکا
یک سو، قدرت تهاجمی آمریکا با جنگندهای قرار دارد که برای نیم قرن در خط مقدم قدرت هوایی این کشور حضور داشته و هنوز نسخه جدید آن در حال توسعه است؛ سوی دیگر، پدافند نوین ایران قرار دارد که هدفش فقط شلیک موشک نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل برتری فناوری مهاجم به آزادی عمل در آسمان کشور است
این شاید مهمترین پیام این لاشه باشد که اف۱۵ همچنان یک جنگنده قدرتمند است؛ اما قدرت آن به معنای مصونیت نیست. آسمان ایران محیطی نیست که حتی یکی از مهمترین جنگندههای رزمی آمریکا بتواند با اتکا به سرعت، رادار، تسلیحات و شبکه پشتیبانی خود، آن را فضای آزاد عملیاتی فرض کند.
در جنگ هوایی مدرن، برنده صرفاً کسی نیست که جنگنده سریعتر یا موشک دوربردتر دارد؛ برنده کسی است که بتواند زنجیره کشف تا درگیری طرف مقابل را کاملتر و زنجیره قدرت او را پیش از تحقق مأموریت قطع کند.
از همین زاویه، نمایش بقایای اف۱۵ را باید یک پیام دفاعی مهم دانست: قدرت هوایی آمریکا واقعی، پیشرفته و همچنان خطرناک است؛ اما پدافند نوین هوافضای سپاه نیز به مرحلهای رسیده که میتواند در برابر چنین تهدیدی وارد یک نبرد واقعی شود و آسمان ایران را از یک مسیر عبور برای مهاجم، به یک محیط پرخطر برای او تبدیل کند.
منبع:فارس
انتهای خبر/
دیدگاهتان را بنویسید