شنبه / ۳۱ مرداد / ۱۴۰۵ Saturday / 22 August / 2026
×
کمیل خجسته با روایت خاطره‌ای از دوران کودکی شهید بشری خامنه‌ای گفت: رهبر شهید پس از نماز ظهر ماه رمضان، برای کودکان خانواده داستان حضرت موسی(ع) را روایت می‌کردند تا آنان را با قرآن آشناتر کنند.
بشری خامنه‌ای و چند کودک دیگر، پای درس قرآن پدر

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آسارا رسا»، کمیل خجسته، فعال رسانه‌ای و از اقوام رهبر شهید، در برنامه تلویزیونی میداندار گفت: سوگواری ما یک ویژگی ممتاز دارد؛ سوگواری در فرهنگ ما با حماسه عجین است. همین امروز باید به خودمان یادآوری کنیم که در حالی این مراسم‌ها با چنین حضور گسترده‌ای برگزار می‌شود که طی همین دو سه روز، چند اتفاق بزرگ نیز در منطقه رخ داده است؛ از تحولات مربوط به تنگه هرمز و شکسته شدن الگوی محاصره‌ای که آمریکا دنبال می‌کرد تا اقدامات یمنی‌ها. این‌ها نشان می‌دهد همزمان با سوگواری، اتفاقات مهم و اثرگذاری نیز در جریان است.

وی با اشاره به خاطره‌ای از سید حسن نصرالله افزود: خدا رحمت کند سید حسن نصرالله را. او در مراسم تشییع قاسم سلیمانی خطاب به مایک پمپئو گفته بود از این گزارش‌های کانالیزه‌شده بیرون بیا و این جمعیت و این واقعیت را ببین؛ ببین چگونه نقشه‌هایتان نقش بر آب شده است.

خجسته ادامه داد: امروز، در همین فضای مصلی، ناخودآگاه خاطره‌ای به ذهنم آمد، اما پیش از آن لازم است مقدمه‌ای را بیان کنم. این مردم چگونه مبعوث شدند؟ بعثت، پیش از هر چیز، به یک برانگیختگی در وجود خودِ صاحب رسالت نیاز دارد. به همه، چه موافقان و چه مخالفان، توصیه می‌کنم اگر نقدی دارند یا به دنبال شناخت بیشتر هستند، به این مبنا توجه کنند که پیامبر(ص) ابتدا خود برانگیخته می‌شد و پس از آن، این برانگیختگی را به دیگران منتقل می‌کرد. این حالت در زندگی او جاری بود؛ از درون می‌جوشید، می‌خروشید و آتش ایمان را در دل دیگران شعله‌ور، احیا و بیدار می‌کرد.

نخستین جرقه‌های فرهنگ شهادت در نوجوانی

وی اظهار کرد: با همین مقدمه این خاطره به ذهنم آمد که خود آقا نیز به‌گونه‌ای ناخودآگاه، مبعوث بودند. آقا روایت می‌کردند که نواب صفوی شخصاً شربت را میان حاضران پخش می‌کرد. وقتی شربت را به من داد و نوشیدم، گفت که «ان‌شاءالله این شربت، شربت شهادت باشد.» آن زمان با خودم گفتم مگر ما هم می‌توانیم شهید شویم؟ از همان ۱۴ یا ۱۵ سالگی این ماجرا آغاز شد؛ بعدها ایشان فرمودند: «نواب صفوی مرا به کلی مجذوب کرده بود و نخستین جرقه‌های انگیزش انقلابی به وسیله نواب در من ایجاد شد.» در واقع، نخستین جرقه‌های انگیزش انقلابی و فرهنگ شهادت از همان سنین نوجوانی در وجود ایشان شکل گرفت.

خجسته با اشاره به نقش تربیت عملی در خانواده گفت: آنچه امروز در سیره این خانواده می‌بینیم، نتیجه آن است که یک بزرگمرد پیش از آنکه دیگران را به مسیری دعوت کند، خود عامل به آن بود، سپس خانواده‌اش و بعد دیگران. امروز وقتی شهیده بشری، شهید مصباح، شهیده زهرا و شهیده زهراکوچولو را می‌بینیم، درمی‌یابیم آنچه رقم خورده، حاصل همین شیوه تربیتی است.

وی ادامه داد: من و دخترعمه‌ام، شهید بشری، زمانی که کلاس دوم ابتدایی بودیم، چند روزی از ماه مبارک رمضان، پس از نماز ظهر، در خدمت آقا بودیم. با وجود همه مسئولیت‌های سنگین رهبری، ایشان پس از اقامه نماز در حسینیه، هنگام بازگشت، زمانی را به ما اختصاص می‌دادند و داستان حضرت موسی(ع) را برایمان روایت می‌کردند تا از این طریق، ما را بیشتر با قرآن آشنا کنند.

خجسته افزود: حضرت آقا در دوران کودکی، داستان‌های پیامبران را از زبان مادرشان شنیده بودند و بی‌تردید آثار آن را در زندگی خود دیده بودند. به همین دلیل، همین شیوه را در مواجهه با کودکان خانواده و بستگان ادامه می‌دادند تا قرآن از یک متن صرف، به برنامه‌ای عملی در زندگی تبدیل شود.

وی خاطرنشان کرد: پس از نماز ظهر ماه مبارک رمضان به دیدار ایشان می‌رفتیم. دقت کنید؛ در دهه ۵۰ شمسی و در اوج دوران مبارزه، آقا پس از نمازهای ماه مبارک رمضان، در کنار فعالیت‌های مبارزاتی، الگوی تازه‌ای از خطابه، تعلیم و ارائه مفاهیم دینی را دنبال می‌کردند و همین شیوه را در تربیت نسل نوجوان و کودک نیز به کار می‌گرفتند.

خجسته با اشاره به نقش قرآن در تربیت نسل جوان اظهار کرد: در مقطعی، جمعی از دانشجویان دانشگاه مشهد خدمت آقا رسیدند و گفتند در برابر جریان‌های چپ، منبع و پاسخ کافی در اختیار ندارند و باید چه کنند. آقا نیز در پاسخ به این نیاز، مباحث «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را آغاز کردند. جالب آنکه بعدها خود ایشان در خاطراتشان روایت می‌کردند همین دانشجویان، افرادی با گرایش‌های چپ و کمونیستی را نیز به این جلسات می‌آوردند و پس از مدتی، تعدادی از آنان دوباره به اسلام بازمی‌گشتند.

وی افزود: این معلم، خطیب و استاد، با تکیه بر قرآن چنین تحولاتی را رقم می‌زد. آقا در مقدمه کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» نیز می‌فرمودند که اسلام، طرحی عملیاتی، پاسخگو، ناظر و متناسب با نیازهای روز انسان‌هاست و ما اشتباه کرده‌ایم که تاکنون از قرآن به این شیوه بهره نبرده‌ایم و هدف این کتاب نیز ارائه همین نگاه است. این رویکرد را هم در تربیت دانشجویان و هم در تربیت فرزندان و کودکان خانواده می‌توان دید؛ مسیری که ایشان همواره با محوریت قرآن دنبال می‌کردند.

خجسته ادامه داد: یکی از تأکیدهای مکرر آقا که بارها نیز در رسانه‌ها بازتاب یافته، این بود که در دیدارهای مختلف خطاب به جوانان می‌فرمودند: «اقلاً روزی یک صفحه قرآن را با ترجمه‌ای خوب بخوانید.» ایشان معتقد بودند آشنایی مستمر با الفاظ قرآن، به‌تدریج انسان را به لایه‌های عمیق‌تر معارف آن رهنمون می‌کند و این انس روزانه، آرام‌آرام به شکل‌گیری یک مسیر اثرگذار و عملی در زندگی انسان می‌انجامد.

شنیدن بی‌واسطه نقدها و شبهات دانشجویان

خجسته با اشاره به شیوه ارتباط آقا با دانشجویان گفت: ما در دوران دانشجویی هر زمان با مسئله یا ابهامی مواجه می‌شدیم، خدمت آقا می‌رسیدیم و درباره موضوعات مختلف سؤال می‌کردیم. برای ما امری عادی شده بود که ایشان وقت بگذارند، گره‌های ذهنی‌مان را باز کنند و درباره مسائل مختلف توضیح بدهند.

وی افزود: نکته‌ای که بارها برای من تکرار شد، این بود که هرگاه درباره موضوعی، حتی یک رخداد سیاسی در یکی از کشورهای خارجی، از ایشان سؤال می‌کردم، با دقت و اشراف پاسخ می‌دادند. بعدها متوجه شدم این پاسخ‌ها حاصل مطالعه و به‌روز بودن دائمی ایشان بود. این، معنای واقعی معلمی است؛ اینکه برای پرسش یک جوان دانشجو اهمیت قائل شوی، تحقیق کنی و پاسخ دقیق و مستند ارائه دهی.

خجسته ادامه داد: ویژگی دیگر آقا این بود که هیچ‌گاه در یک فضای بسته و کانالیزه قرار نداشتند. همواره از ما می‌پرسیدند در محیط‌های دانشجویی چه می‌گذرد، چه بحث‌ها و چه دغدغه‌هایی مطرح است. من گاهی تندترین و صریح‌ترین نقدها، شبهات و حرف‌هایی را که در دانشگاه‌ها مطرح می‌شد، بی‌پرده برای ایشان نقل می‌کردم. با آرامش می‌شنیدند؛ گاهی پاسخ می‌دادند و گاهی نیز سکوت می‌کردند و مشخص بود که در حال تأمل و بررسی موضوع هستند.

وی خاطرنشان کرد: بعدها آنچه از آن با عنوان «بصیرت» و «تحلیل سیاسی» یاد می‌شد، در واقع حاصل همین جلسات بود؛ جلساتی که آقا در آن تلاش می‌کردند با تحلیل، تبیین و پاسخ به پرسش‌ها، ما را نسبت به مسائل روز آگاه‌تر کنند.

خجسته با اشاره به دیدارهای عمومی رهبر شهید با مردم و دانشجویان گفت: همین روحیه را در دیدارهای مردمی، به‌ویژه نشست‌های دانشجویی نیز می‌شد دید. ایشان ساعت‌ها با حوصله شنونده سخنان جوانان بودند. گاهی به‌عنوان مخاطب با خودم می‌گفتم ای کاش این جوان برخی از این سخنان را در محضر رهبر انقلاب مطرح نمی‌کرد، اما آقا با سعه‌صدر، آرامش و دقت گوش می‌دادند، پاسخ می‌دادند و در بسیاری از موارد موضوع را پیگیری می‌کردند.

وی افزود: بارها پیش می‌آمد که ما تصور نمی‌کردیم مسئله‌ای که در دیدار با آقا مطرح کرده‌ایم، بعدها بررسی شود، اما مدتی بعد نتیجه پیگیری آن به ما اعلام می‌شد. حتی از مسئولان مطالبه می‌کردند که چرا ارتباط خود با دانشگاه‌ها را تقویت نمی‌کنند و چرا برای حضور در میان دانشجویان وقت نمی‌گذارند. این ارتباط مستقیم با جوانان و اصرار بر شنیدن بی‌واسطه دیدگاه‌های آنان، از ویژگی‌های ثابت سیره مدیریتی و تربیتی ایشان بود.

«القلب یهدی الی القلب»؛ رمز پیوند رهبر شهید با مردم

خجسته با اشاره به رابطه عاطفی رهبر شهید با مردم گفت: تعبیر «القلب یهدی الی القلب» به‌خوبی درباره ایشان صدق می‌کرد؛ آقا مردم را دوست داشتند و مردم نیز همین محبت را با تمام وجود نسبت به ایشان احساس می‌کردند.

وی با بیان خاطره‌ای از یکی از دیدارهای خانواده‌های شهدا افزود: یک‌بار پس از دیدار خانواده‌های شهدا، که حدود دو تا سه ساعت به طول انجامیده بود، از جلسه خارج شدیم. با توجه به طولانی شدن برنامه، حضور خانواده‌ها و کودکان و شرایط آن روز، خودم کاملاً احساس خستگی می‌کردم. اما در مسیر بازگشت، به آقا عرض کردم: «خسته نباشید.» ایشان در پاسخ فرمودند: «من از دیدار خانواده‌های شهدا اصلاً خسته نمی‌شوم.» این تفاوت نگاه و روحیه برای من بسیار درس‌آموز بود و این خستگی‌ناپذیری را بارها در رفتار ایشان دیده بودم.

خجسته ادامه داد: آقا یک‌بار نیز خاطره‌ای از یکی از مبارزان نقل می‌کردند که در اواخر دهه ۴۰ گفته بود: «من خسته شده‌ام، می‌خواهم بروم خدا را پیدا کنم.» آقا در پاسخ به او فرموده بودند: «من خدا را آن زمانی می‌بینم که به خانه‌مان می‌ریزند و مرا دستگیر می‌کنند؛ خدا را در گوشه زندان و تاریکی سلول می‌بینم.» بعدها نیز ایده کتاب انسان ۲۵۰ ساله در همان فضای زندان به ذهن ایشان رسیده بود.

وی افزود: این روحیه خستگی‌ناپذیر را در برخوردهای شخصی نیز بارها تجربه کردم. در یکی از دیدارهای کوتاه، از وضعیت رسانه‌های کشور گلایه کردم. آقا فقط فرمودند: «پایداری کنید، استقامت کنید.» در مقطعی که برخی جریان‌های سیاسی فشارهای فراوانی وارد می‌کردند، ایشان با حالتی قاطع دست بر صندلی می‌زدند و می‌فرمودند: «این‌ها فکر کرده‌اند می‌توانند مرا خسته کنند؛ من خسته نمی‌شوم، تا پای جان خسته نمی‌شوم.»

خجسته تأکید کرد: این روحیه تا آخرین لحظه حیات در وجود ایشان جاری بود و در خانواده‌شان نیز ادامه پیدا کرد. اگر امروز از شهید بشری، شهید زهرا و شهید مصباح‌الهدی یاد می‌کنیم، این خستگی‌ناپذیری را در مسیر رسالت، تربیت نسل جدید و تحقق آرمان‌هایی که رهبر شهید دنبال می‌کرد، به‌روشنی در زندگی آنان نیز می‌بینیم.

وی با اشاره به حضور میدانی رهبر شهید در کنار مردم گفت: این ارتباط صرفاً در سخن نبود. در حوادثی مانند سیل و زلزله نیز همواره اصرار داشتند در کنار مردم باشند و در بسیاری از موارد، زودتر از برخی مسئولان اجرایی خود را به مناطق حادثه‌دیده می‌رساندند. مردم نیز این صداقت را با تمام وجود احساس می‌کردند؛ زیرا ایشان حقیقتاً خود را وقف اسلام، انقلاب و مردم کرده بودند.

خجسته در ادامه، با اشاره به فضای زندگی خانوادگی رهبر شهید اظهار کرد: خانه ایشان در عین سادگی، سرشار از صمیمیت، محبت و معنویت بود. یکی از جلوه‌های پررنگ این فضا، اهتمام ویژه به نماز اول وقت بود. در همان خانه، محلی برای اقامه نماز جماعت وجود داشت و آقا همواره به ما تأکید می‌کردند که ابتدا نماز اول وقت را اقامه کنیم و سپس به دیگر کارها بپردازیم.

وی افزود: آقا برای تأکید بر این موضوع، خاطره‌ای از خودشان نقل می‌کردند و می‌فرمودند: «همیشه با خودم می‌گفتم وقتی خداوند می‌فرماید “حیّ علی الصلاه”، چه کاری مهم‌تر از این دعوت الهی است؟ حتی اگر در جلسه شورای جنگ هم بودیم، با وجود مخالفت برخی افراد که موضوع را بسیار مهم می‌دانستند، جلسه را متوقف می‌کردم، نماز را می‌خواندیم و سپس ادامه جلسه را برگزار می‌کردیم.»

خجسته ادامه داد: ایشان همچنین توصیه می‌کردند هنگام نماز، ترجمه آیات را نیز در ذهن مرور کنیم. می‌فرمودند وقتی «بسم‌الله الرحمن الرحیم» یا «الحمدلله رب العالمین» را می‌خوانید، معنای آن را نیز همزمان در ذهن تداعی کنید تا به‌تدریج ارتباط عمیق‌تری با نماز و مفاهیم قرآن برقرار شود.

وی با اشاره به سنت‌های معنوی خانواده رهبر شهید گفت: در جمع‌های خانوادگی، جلسات ختم صلوات و روضه‌های خانگی به‌صورت مستمر برگزار می‌شد. این محافل بسیار ساده و صمیمی بود، اما آقا درباره ختم صلوات نکات ارزشمندی بیان می‌کردند. ایشان معتقد بودند ویژگی این جلسات آن است که از ابتدا تا انتها سراسر ذکر و دعاست؛ دعایی که برای بهترین بندگان خدا انجام می‌شود و در کنار آن، فرهنگ دعا برای دیگران، گره‌گشایی از حاجات مؤمنان و توجه دائمی به یاد خدا در فضای خانواده نهادینه می‌شود.

چگونه محاسبات دشمن درباره ایران شکست خورد؟

خجسته با اشاره به شرایط پس از شهادت رهبر شهید اظهار کرد: امروز آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، انسجام در ساختار کشور است. در ادبیات مدیریتی جهان همواره گفته می‌شود که غربی‌ها پیش از هر اقدام، همه ابعاد، ریسک‌ها و پیامدهای آن را بررسی می‌کنند. با همین محاسبات نیز تصور می‌کردند اگر جنگی را تحمیل کنند، می‌توانند ایران را به سمت فروپاشی و حتی تجزیه سوق دهند.

وی افزود: حتی گزارش‌هایی که بعدها منتشر شد، نشان می‌دهد در نشست‌های میان نهادهایی مانند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا)، موساد، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، چنین سناریوهایی مورد بررسی قرار گرفته بود، اما آنچه در عمل رخ داد، کاملاً برخلاف این محاسبات بود.

خجسته تصریح کرد: انسجام موجود در ساختار کشور، مقاومتی که رهبر شهید پایه‌گذاری و هدایت کرده بودند، روحیه خون‌خواهی، اعتماد به نفس ملی و حضور مردم در صحنه، همه این محاسبات را بر هم زد. امروز بسیاری از اتفاقاتی که شاید تا دیروز تصور آن دشوار بود، به واقعیت تبدیل شده و حماسه‌هایی در حال شکل‌گیری است که موجب شگفتی ناظران جهان شده است.

وی در پایان گفت: امروز دنیا با این پرسش مواجه است که چگونه ممکن است کشوری، رهبر خود را در یک اقدام تروریستی از دست بدهد، چند روز بدون رهبر اداره شود، اما نه‌تنها دچار فروپاشی نشود، بلکه با اتکای به انسجام ملی، مدیریت کشور، حضور مردم و استحکام ساختارهای نظام، مسیر خود را با اقتدار ادامه دهد. این همان واقعیتی است که بسیاری از محاسبات دشمنان را با شکست مواجه کرده است.

منبع: فارس

انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *