شنبه / ۳۱ مرداد / ۱۴۰۵ Saturday / 22 August / 2026
×
ضرب‌المثل «صنار جگرک، سفره قلمکار نمی‌خواد» یادگار روزگاری است که تهرانی‌ها با یک جمله، تجمل‌گرایی بی‌جا را به سخره می‌گرفتند.
جگرکی رفتن شاه قاجار که ضرب‌المثل شد

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آسارا رسا»، تصور کنید در تهران قدیم، یک نفر برای خوردن یک غذای ارزان و ساده، سفره‌ای قلمکار پهن کند؛ سفره‌ای پرنقش‌ونگار که خودش کالایی نسبتاً لوکس محسوب می‌شد. همین تصویر عجیب، به اندازه کافی برای ساختن یک ضرب‌المثل کافی بود: «صنار جگرک، سفره قلمکار نمی‌خواد.»

اما «صنار جگرک» دقیقاً چه بود و چرا تهرانی‌ها چنین مثلی ساختند؟

جگرک؛ غذای ارزان مردم کوچه و بازار

جگرک یا جغوربغور از غذاهای ساده و ارزان تهران قدیم بود؛ ترکیبی از جگر، پیاز، زردچوبه، فلفل و گوجه‌فرنگی که در جگرکی‌های شهر به دست مردم می‌رسید. در مقابل، سفره قلمکار چیز دیگری بود؛ پارچه‌ای نقش‌دار و نفیس که بیشتر در خانه‌های اعیان و اشراف دیده می‌شد و برای مردم عادی، کالایی تجملی به حساب می‌آمد.

پس «صنار جگرک» کنایه از چیزی کوچک و کم‌هزینه بود که برای آن نیازی به تشریفات و تجملات نبود. درست مثل اینکه امروز برای یک ساندویچ ساده، میز شام سلطنتی بچینیم!

جعفر شهری نیز در کتاب «طهران قدیم» این مثل را در شمار اصطلاحات تهرانی‌ها آورده و نوشته است که مردم پایتخت وقتی می‌خواستند بگویند برای کاری ساده و کم‌ارزش، تشریفات زیادی لازم نیست، می‌گفتند: «صنار جگرک، سفره قلمکار نمی‌خواد.»

اما داستان آقامحمدخان از کجا می‌آید؟

برای این ضرب‌المثل روایت دیگری هم نقل شده که رنگ‌وبوی تاریخی بیشتری دارد و ماجرا را به سال‌های جوانی آقامحمدخان قاجار نسبت می‌دهد؛ زمانی که هنوز به قدرت نرسیده بود و زندگی بسیار متفاوتی با دوران سلطنتش داشت.

می‌گویند آقامحمدخان هنگام خروج از شیراز چنان تنگدست بود که تمام دارایی‌اش تنها دو «پول» بود؛ واحدی بسیار کم‌ارزش در پول رایج آن زمان. وقتی به نخستین منزل رسید، تصمیم گرفت همان اندک پول را هم تا جای ممکن نگه دارد.

برای همین وارد جگرکی شد و سفارش جگر داد. جگر فروش مشغول آماده کردن غذا شد و آقامحمدخان هم ظاهراً مقدمات سفره را فراهم کرد. وقتی جگر آماده شد و روی نان قرار گرفت، او بهانه آورد که جگر خراب و رنگ‌پریده است و آن را نپذیرفت.

اما ماجرا همین‌جا تمام نشد. نان که حالا از چربی جگر آغشته شده بود، برایش کافی بود. نان را برداشت و با حالت قهر از جگرکی بیرون زد و همان را خورد؛ بی‌آنکه پولی برای جگر بدهد.

از همین حکایت، این تعبیر میان مردم شکل گرفت که برای «صنار جگرک»، دیگر «سفره قلمکار» لازم نیست؛ یعنی وقتی چیزی ساده و ارزان است، چرا باید برایش خرج و تشریفات اضافه تراشید؟

البته روایت آقامحمدخان را باید در شمار حکایت‌های منسوب به شکل‌گیری این مثل دانست، نه یک واقعه تاریخی قطعی. آنچه روشن‌تر است، معنای خود ضرب‌المثل است؛ برای یک کار ساده، نباید تشریفات و هزینه‌های بی‌دلیل تراشید.

منبع: فارس

انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *