به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «آسارا رسا»، قرنها از ساخت آن گذشته است، اما هنوز میتوان گفتوگوی دو زن را در دل نقشهایش تصور کرد. هنوز شعرهای فارسی و عربی دور تا دور آن خوانده میشود و هنوز درخشش زرینفامش چشم را به گردش وامیدارد. این کاسه سفالی، تنها یک ظرف نیست؛ روایتی تصویری از هنر، ادبیات و ذوق ایرانی در دوره ایلخانی است.
کاسه زرینفام نگهداریشده در موزه ملی ایران، یکی از نمونههای شاخص سفالگری سده هفتم هجری قمری به شمار میرود. اثری که احتمال میرود در کاشان یا ساوه ساخته شده باشد؛ دو شهری که در آن روزگار از مهمترین مراکز تولید سفالهای زرینفام بودند.
این اثر با شماره ۴۰۸۰ در موزه ملی ایران ثبت شده است. قطر دهانه آن ۲۰ سانتیمتر و ارتفاعش ۹ سانتیمتر است؛ اما ارزش واقعی آن در اندازهاش خلاصه نمیشود. هر سانتیمتر از این ظرف، با نقش، شعر و ظرافتی کمنظیر پوشیده شده است.
کاسه از خمیر شیشه ساخته شده و بدنهای کشیده، لبهای تخت و پایهای بلند و مقعر دارد. داخل و بیرون آن با نقوش و کتیبهها تزئین شده؛ ویژگیای که آن را به اثری کمنظیر در میان سفالهای زرینفام تبدیل کرده است.
در مرکز ظرف، دو بانو روبهروی یکدیگر نشستهاند. سرهایشان به سمت هم خم شده و گویی در حال گفتوگویی آرام هستند. این نزدیکی، حس صمیمیت و ارتباطی عاطفی را منتقل میکند؛ روایتی بیکلام که پس از حدود هفت قرن همچنان زنده مانده است.
چهرهها با ویژگیهای رایج نگارگری آن دوره ترسیم شدهاند؛ صورتهایی گرد و ماهگون، چشمهایی کشیده و نگاهی آرام. هیچ پوششی بر سر ندارند و حالت سهرخ آنها، به تصویر عمق بیشتری بخشیده است.
اما نگاه بیننده روی این دو چهره متوقف نمیشود.
اطراف آنها دنیایی از نقش جریان دارد. پرندگان، گلها، برگها، اسلیمیها، خطوط پیچان و نقش «چشم طاووس» فضای ظرف را پر کردهاند. هنرمند تقریباً هیچ فضای خالی باقی نگذاشته است. حتی نقوش لباس شخصیتها با زمینه در هم آمیخته تا ترکیبی یکپارچه و سرشار از حرکت ایجاد شود.
نتیجه، اثری است که چشم را مدام به گردش وامیدارد. نگاه از کتیبههای لبه ظرف آغاز میشود، به مرکز میرسد، روی چهرهها مکث میکند، پرواز پرندگان را دنبال میکند و دوباره به نوشتهها بازمیگردد. همین حرکت پیوسته، نوعی بازی میان سکون و پویایی خلق کرده است.
در این اثر، سه عنصر در کنار هم قرار گرفتهاند؛ خوشنویسی، انسان و طبیعت. هیچکدام بر دیگری غلبه ندارد. شعر، تصویر و نقش، مکمل یکدیگرند و ترکیبی هماهنگ ساختهاند که هم چشمنواز است و هم معناگرا.
یکی از جذابترین بخشهای این کاسه، کتیبههای آن است.
در داخل ظرف، دو نوار نوشتاری با قلم سفید روی زمینه قهوهای دیده میشود. کتیبه اصلی، رباعیات فارسی را در بر گرفته است؛ اشعاری عاشقانه که از مهر، دلتنگی، وفاداری و رنج عشق سخن میگویند.
شعر با این بیت آغاز میشود:
«من مهر تو در میان جان آوردم
با او همه خورده در میان آوردم»
«آخر ز همه جهان برآوردم سر
تا عشق تو بر سر جهان آوردم»
بیرون کاسه نیز دو کتیبه دیگر دیده میشود؛ یکی با خط کوفی تزئینی و دیگری با خط نسخ. اشعار عربی این بخش، سرشار از مضامین عاشقانه است؛ از دلدادگی، نسیم روح، سلام عاشقانه و شکوه از طولانی شدن دوری و شکستن پیمان.
همین همنشینی شعر فارسی و عربی، نشاندهنده فضای فرهنگی دوره ایلخانی است؛ روزگاری که هنرهای تصویری، خوشنویسی و ادبیات در کنار هم به اوج رسیدند و مرز میان متن و تصویر را از میان برداشتند.
سفالهای زرینفام از مهمترین دستاوردهای هنر ایرانی در قرون میانی به شمار میروند. فناوری ساخت آنها به مهارتی پیچیده نیاز داشت؛ لایهای فلزی که پس از پخت، درخششی طلایی روی سطح سفال ایجاد میکرد و به همین دلیل «زرینفام» نام گرفت.
این کاسه، نمونهای کامل از همان سنت هنری است؛ اثری که تنها برای استفاده روزمره ساخته نشده، بلکه برای روایت یک جهان فکری شکل گرفته است. جهانی که در آن شعر با تصویر گفتوگو میکند، انسان در میان طبیعت قرار میگیرد و خوشنویسی، خود به بخشی از نقش بدل میشود.
منبع: فارس
انتهای خبر/
دیدگاهتان را بنویسید