در چشمانداز فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، مفهوم “شکر نعمت” فراتر از یک توصیه اخلاقی فردی، به یک چارچوب عملیاتی برای اداره کشور ارتقا یافته و بهعنوان “حکمرانی شکرمحور” معرفی میشود. این مدل، بر پایه باور عمیق به اینکه تمامی دستاوردها و مواهب (اعم از وحدت ملی، توانمندیهای دفاعی، انسجام اجتماعی و […]
در چشمانداز فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، مفهوم “شکر نعمت” فراتر از یک توصیه اخلاقی فردی، به یک چارچوب عملیاتی برای اداره کشور ارتقا یافته و بهعنوان “حکمرانی شکرمحور” معرفی میشود. این مدل، بر پایه باور عمیق به اینکه تمامی دستاوردها و مواهب (اعم از وحدت ملی، توانمندیهای دفاعی، انسجام اجتماعی و حتی ظرفیتهای جغرافیایی) نعمتهایی الهی هستند که “شکر عملی” آنها ضامن بقا، رشد و افزایش آنهاست (لَئن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم)، شکلگرفته است.
گروه اندیشه: در جهانی که نظریات حکمرانی غالباً بر مبنای کارایی، مشروعیت دموکراتیک یا توسعه اقتصادی تعریف میشوند، “حکمرانی شکرمحور” با رویکردی معرفتشناختی و هستیشناختی متفاوت، یک مدل بومی و اسلامی برای مواجهه با چالشها و رسیدن به “ایران قوی” ارائه میدهد. این گزارش به تحلیل ابعاد این مدل و مقایسه آن با نظریات رایج حکمرانی میپردازد.
حکمرانی شکرمحور: معرفی یک مدل بومی
“حکمرانی شکرمحور” را میتوان یک نظریه بومی در زمینه حکمرانی دانست که ریشههای عمیق در آموزههای اسلامی، بهویژه در قرآن کریم و سیره ائمه معصومین (ع)، دارد. این مدل، در مقابل نظریات سکولار حکمرانی که عمدتاً بر پایه “خرد ابزاری” و “محاسبات مادی” استوارند، رویکردی “معرفتی” و “ارزشمدار” را پیش میگیرد. هسته اصلی این مدل، این باور است که هر آنچه در اختیار یک جامعه یا دولت قرار میگیرد (چه مادی و چه معنوی) نعمتی از جانب خداوند است. “شکر عملی” این نعمتها، نهتنها به معنای قدردانی زبانی، بلکه به معنای “استفاده صحیح، بهینه و هدفمند” از آن در راستای اهداف متعالی و کمالبخشی است. در این منظومه، عدم شکر یا کفران نعمت، به زوال و ازدسترفتن آن نعمت منجر خواهد شد. رهبر انقلاب این مفهوم را در زمانی کوتاه به دنبال درونیسازی این معنا بوده و در پیامهای اخیر خود، با تأکید بر مصادیق مشخص، آن را به یک چارچوب عملیاتی برای اداره کشور تبدیل کردهاند.
مصادیق شکر عملی در بیانات رهبر انقلاب
الف. شکر نعمت عظیم وحدت ملی و انسجام
رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود در ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، بر “وحدت عجیبی” که “بین شما هموطنان با همه تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی ایجاد شده” تأکید و آن را “نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق جلّ و علا” خواندند. ایشان این وحدت را باعث “شکستگی در دشمن” دانستند و لزوم “شکر بسیار” آن را “با زبان و در دل و هم در مقام عمل” متذکر شدند. طبق فرمایش ایشان، “یکی از قواعد تخلفناپذیر این است که هرگاه نعمتی مورد شکر قرار گیرد، بهتناسب مقدار شکر، ریشهاش استوارتر شده یا ارتقا مییابد و عنایات بیشتری روانه فرد یا جامعه شاکر میگردد.” شکر عملی این نعمت، “صرفاً رحمتی از ناحیه حضرت حق جلّ و علا دانستن” و “تا حد ممکن از آن خوب استفادهکردن” است که منجر به “انسجام بیشتر و پولادینتر” و “خوار و خفیفتر شدن دشمنان” خواهد شد.
این تأکید در پیام ۷ خرداد ۱۴۰۵ به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم نیز خود را نشان میدهد، جایی که “وحدت ملی و انسجام بیبدیل” را “نعمت عظیم” و “مهمترین عامل ظفر در مقابل شیطان بزرگ” خواندند. شکر عملی این نعمت، در “اهتمام آحاد ملت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی” متجلی میشود. این دیدگاه، وحدت را نه صرفاً یک مطلوب اجتماعی، بلکه یک سرمایه الهی میداند که باید از آن محافظت و در جهت اهداف انقلاب به کار گرفته شود.
دیدگاهتان را بنویسید